تبلیغات
مسجد نال سر - انا لله و انا الیه راجعون
باور داریم: هر کجا که هستیم، هر کسی که هستیم، قبل از هر چیزی، قبل از هر تعلقی، یک ایولی هستیم.

انا لله و انا الیه راجعون

سه شنبه 3 شهریور 1394 10:05

نویسنده : حامد ملائی (علی محمد)
بعضی از مصیبت ها خیلی سنگین هستند. اونقدر سنگین که کمرت رو می شکونند. که دیگه هیچ وقت نمی تونی زیر سنگینی این مصیبت، قامت راست کنی. که میگی: خدایا! دیگه واسه هیچکسی پیش نیاد، حتی واسه پست ترین آدم ها.
....................
ما مرگویی ها ناباورانه درگذشت آقای قاسمعلی ملائی و خانم ها ذریه، هانیه و فاطمه رحمانی نیا رو به خانواده های محترم رحمانی نیا، ملائی، رجبی و ایولی های عزیز تسلیت عرض می نمائیم. انشاالله که بهشت برین نصیبشان باد.
سه درد آمو به جونم هر سه یکبار       غریبی و اسیری و غم یار
غریبی و اسیری چاره دیره      غم یار و غم یار و غم یار
.....................
مصیبت بزرگ تازه وقتی شروع میشه که میری خونه. خونه ایی با آدم هایی که دیگه نیستند. و با خاطراتی که برای همیشه هستند. خاطره از در و دیوار می باره. خاطره بزرگ شدن هاشون. خاطره گریه کردن هاشون. خاطره خندیدن هاشون. خاطره بابا مامان گفتن هاشون. آره! مصیبت تازه شروع میشه، با وسایلی که ازشون باقی مونده.
چو آن نخلم که بارش خورده باشند     چو آن ویران که گنجش برده باشند
چو آن پیری همی نالم درین دشت     که رودان عزیزش مرده باشند
...................
پدر زیاد گریه نمی کرد. اما از "آه"هایی که می کشید و ناله هایی که سر می داد می شد همه چیز رو فهمید. موقع خداحافظی مادر هم خودش رو آروم نشون می داد، اما این فقط یک دورغ بزرگ بود برای دلداری دادن.
غم و درد دل مو بی حسابه       خدا دونه دل از هجرت کبابه
بنازم دست و بازوی ته صیاد     بکش مرغ دلم بالله ثوابه
..................
و آنها مانند با یک دنیا پیش رو. بی پدر و مادر. بی چشمان منتظر و دستان محبت گری.
می گفت: دیگه نمی تونم. بی پدر و مادر نمی تونم.

ما مرگویی ها تقاضای صبر بزرگ را برای بازماندگان این حادثه دلخراش داریم.




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 4 شهریور 1394 08:13